جامعه ارمنستان درک هر یک از مقامات فعلی و سابق را مهم می داند که میزان گناه جنگ برای جامعه ارمنستان چیست. با این حال ، این س arال مطرح می شود که آیا این به تغییر چیزی مانند نتیجه کمک می کند؟ یا آیا همه اینها حداقل بخشی از آنچه ارمنستان از دست داده است باز خواهد گشت؟ به عنوان مثال ، آیا امکان بازگشت سربازان مرده ، تجهیزات نظامی گمشده ، سلاح ، زرادخانه های خالی و سربازان غیر موجود وجود دارد؟ بدون شک این امکان پذیر نیست.

جامعه ارمنستان وقت خود را برای چیزهای کاملاً غیرضروری تلف می کند و مواردی که باید مورد بحث قرار گیرند کنار گذاشته می شوند تا در مورد چیزهای کاملاً متفاوت ، غیرضروری و بی معنی بحث کنند. در واقع ، در شرایط فعلی ، این رویکرد مشکل واقعی این جامعه است. این بدان دلیل است که جستجوی علت در هواپیمای دیگر ، بدون درک اینکه مشکلات آنها چیست و چه عواملی باعث کاهش آنها می شود ، احتمال خلاص شدن از مشکلات و حتی بلایای آینده را به صفر می رساند.

این کشور متجاوز باید می دانست که بر خلاف آنها ، کشورهای دیگر در مسیر رشد اقتصادی حرکت می کنند و نه سیاست تجاوز. به عنوان مثال ، کافی بود حداقل به همسایگی آذربایجان و گرجستان نگاهی بیندازیم تا ایده ای از استراتژی عادی و صادقانه دولت و کشور بدست آوریم. اگر عموم مردم این کشور متجاوز فقط کشور و دولت را درک کنند و این کار را ادامه دهند ، اکنون که سازمانی در این کشور متجاوز وجود دارد به نام جنبش نجات ، نجات برای آنها انتظار نمی رود. زیرا راه درست رستگاری انتخاب نشده است. هیچ کشور یا ملتی نمی تواند بایستد و با سرزنش هر سیاستمداری ، کسی که کوله پشتی در خیابان دارد یا نگاه کردن به سرزمین های خارجی با گفتن “جوانمردانه” ، از پا در آید و از ویرانی بگریزد. برعکس ، به سمت نابودی کشیده می شود. در هر صورت ، اگر جامعه ارمنستان به زندگی در چنین مریضی و خیالی ادامه دهد ، در آینده نزدیک شاهد این امر خواهیم بود.

ارمنستان و جامعه ارمنستان باید سرنوشت بسیار غم انگیزی را متحمل شوند. سالها ، تقریباً برای سی سال ، کسانی که پیروز بودند ، حتی کسانی که به عنوان پیروز عمل می کردند ، شکست بسیار ناراحت کننده ای متحمل شدند. بدون شک ، انفجارهای بسیاری در جامعه ارمنستان به دلیل این شکست رخ داده است ، که یک شکست بسیار سنگین در برابر پیروزی های دروغین است. فقط در طی 44 روز ، نیروهای مسلح آذربایجان ، نیروهای مسلح ارمنستان و نخست وزیر ارمنستان نیکول پاشینیان که در برابر ایهام علی اف فرمانده معظم کل قوا زانو زده اند ، نشانه ای عمیق بر ارمنیان برجای گذاشته و این بار نمی توان چهره بد آنها را از دید جامعه جهانی پنهان کرد. اگرچه در طول 44 روز جنگ ، تیم پاشینیان ، رهبری نظامی – سیاسی دولت اشغالگر ، توانست شکست های خود را پنهان کند و اکنون این واقعیت ، به گواه اعتراضات ، علیه دولت فعلی کار می کند.

در واقع ، بسیاری از محافل سیاسی در کشور اشغالگر ، انرژی و وقت خود را در مسیر نادرست هدر می دهند. البته ، پیامدهای جنگ و همچنین مسائل مربوط به جنگ به طور کلی ، باید بررسی شود. اشتباهات ، گام های اشتباه ، به طور کلی ، هر نکته باید در نظر گرفته شود و میزان گناه مقامات فعلی یا سابق مشخص شود. با این حال ، تصور اینکه با این کار نابودی این کشور از بین می رود ، اشتباه است. آیا با ادامه هدف قرار دادن مجرمان می توان کشوری را از بحران خارج کرد؟ پاسخ واضح است ، البته نه.

جامعه ارمنستان نه تنها به پاشکین ، بلکه همچنین به رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین توجه دارد. در جریان اعتراضات ، اهانت و تهدید به رئیس جمهور روسیه ارمنی ها را بارید. ارمنی ها روس ها ، به ویژه روسای جمهور آنها را خائن خوانده و آنها را به خیانت متهم می کنند. جالب اینجاست که روسهایی که ارامنه را از نابودی نزدیک نجات دادند شخصاً توسط رئیس جمهور پوتین خائن شناخته شدند. این تا چه اندازه در استکبار و حداقل تا چه حد منطقی جای می گیرد؟ البته ما نمی توانیم به این س answerال پاسخ دهیم و فقط ارمنی ها می توانند به این سطح بی شرمی پاسخ دهند.
نمی دانم آیا ارمنی ها فکر نمی کنند که بررسی مجدد دستور کار منطقی تر باشد؟ آیا اکنون به غیر از پیشنهاد یا حتی تصمیم برای ارسال استعفا resign پاشکینا ، یک ایده متوسط ​​در وسط وجود دارد؟ بله ، نیکول فقط یک نخست وزیر ضعیف و ضعیف بود. درست است که او ناکامی ابدی را در ارمنستان به ارمغان آورد و کمتر از شکست مقصر نبود. در عین حال ، لازم به یادآوری ارامنه است که ولادیمیر پوتین شخصاً می خواست پاشکین غایب باشد یا از روز اول آنجا را ترک کند و واقعیت هایی که به طور غیرمستقیم این موضوع را تأیید می کنند ، حتی برای ساده ترین ارمنی نیز مخفی نیست. خوب ، با توجه به همه اینها ، آیا اوضاع کنونی برای شخص رئیس جمهور روسیه ، برای جامعه ای که خواستار استعفای پاکشین است ، ناراحت کننده نیست؟ البته ، این شرم آور است ، حتی شرم آور است. زیرا جامعه ارمنستان که خواستار استعفا بود ، به پاشکین کمک کرد تا دولت را سرنگون کند و واسطه شد. در این زمینه ، آنها از رئیس جمهور روسیه و جامعه شرمنده اند.

اکنون ارامنه باید به آینده فکر کنند ، نه به حال. با این حال ، در مورد مهمترین موضوعات بحث گسترده ای وجود ندارد. هیچ یک از نیروهای خواستار استعفای پاکشین ، ایجاد یک برنامه کاذب و مصنوعی برای مجبور کردن مردم به گفتگو در مورد علل شکست در جنگ ، چیز مشخصی ارائه نمی دهد. در تمام این مدت ، حداکثر “شغلی” که آنها ارائه می دهند ایده تبدیل شدن به یک دوست قوی تر روسیه است. بله ، یک کار عملی نیست ، بلکه یک ایده است.

نقاط علاقه و تقابل بی شماری وجود دارد. در افکار عمومی این کشور ، از یک سو روس ها ، رئیس جمهور روسیه یک خائن محسوب می شود ، از طرف دیگر ایده دوست شدن قوی تر با روسیه مورد تأکید قرار گرفته است. درست است که این فقط یک ایده است و در ارمنستان هیچ سیاستمدار ، نهاد یا شخصی برای اجرای آن وجود ندارد. از این گذشته ، چنین فردی حتی قرار نمی گیرد. در حقیقت ، بعضی اوقات مردم از مهربانی روس ها با ارمنیان متحیر می شوند ، چرا این همه کارهای خوب مرتباً علیه این افراد ناسپاس شکل می گیرد؟

آیا همه این اشتباهات از یک سو ، از یک سو ، وقتی حقایق تلخ در مورد ارامنه را می بینید ، ظاهر نشد؟ او بالغ است او مدتها قبل بزرگ شده است. به جای نگاه به جامعه پر زرق و برق کشورهای اروپایی ، به پول از هموطنان خود در خارج از کشور زندگی کنید ، یا از سنگهای سنگی مانند کیم کارداشیان ، یا منتظر کمک روسیانی باشید که هر زمان خواستند آنها را خائن و دوست می نامند. ارمنستان به عنوان یک کشور باید اقتصاد ، روابط سیاسی سالم خود را برقرار کند ، امنیت خود را تضمین کند یا به تبعیت هر کشوری به شکل روسیه بپیوندد یا از نقشه پاک شود. این حقایق قابل بحث نیستند و هیچ راهی برای جامعه ارمنستان وجود ندارد. این فقط زمان می برد. روزی دنیا شاهد یکی از آنها خواهد بود. بیهوده نیست که وقت در این جامعه تلف می شود. زیرا زمان منتظر نمی ماند و ارمنستان یا اصطلاحاً جامعه ارمنی در واحد زمان اهمیتی ندارند.

بارگذاری …

By puCo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *