سکوت و بی تفاوتی جامعه و نظام سیاسی نسبت به آخرین دیدگاه های آرمن سرکیسیان بار دیگر عمق بحران ارمنستان را تأیید می کند. در واقع ، مطبوعات ارمنستان در حال نوشتن درباره این بحران هستند ، و بنابراین ارمنستان ، که همیشه از شناختن امتناع ورزیده است ، اکنون بسیاری از موارد را تشخیص داده است.

طبق گزارش های رسمی ، ارمنستان سرکیسیان رئیس جمهور ارمنستان از ویروس کرونا رنج می برد. در این شرایط ، وی مقاله ای نوشت: “در مورد اجتناب ناپذیر ساختن یک دولت معنی دار”. با توجه به وجود جامعه ارمنی مبتنی بر دروغ ، ما معتقدیم که هنوز مشخص نیست که آرمن وردانوویچ واقعاً بیمار است یا خیر ، اما البته این موضوع بحث نیست. موضوع بحث این است که رئیس جمهور ارمنستان توجه زیادی به شرح “دشواری” هایی که ارمنستان تجربه می کند ، ناامیدی روانشناختی ملی ، جستجوی متحدان است. گفته می شود که سرکیسیان در حال تحلیل علل و شرایط خسارات این کشور است. در نتیجه این تجزیه و تحلیل ، او شهروندان ارمنستان را وادار به خوش بینی می کند و همه را به “تولید” دعوت می کند. با این حال ، به نظر نمی رسد فردی با این اندازه درک کند که از طریق اجبار یا توصیه ، هیچ خوش بینی وجود ندارد. این امر به شرایط و فرصتهایی نیاز دارد که بدیهی است هیچ یک از آنها در ارمنستان وجود ندارد.

واضح است که این پست بسیار غیر طبیعی است ، نه به اصطلاح رئیس جمهور ارمنستان و به طور کلی برای همه شناخته شده است که در این کشور رئیس جمهور فقط یک شخصیت رسمی است. او تقریباً هیچ اختیاری برای صدور تصمیم ، دستور یا دادگاه ندارد. زیرا اگر همه تصمیمات در این کشور توسط یک احمق نامفهوم از دولتی مانند نخست وزیر نیکول پاشینیان گرفته شود و رئیس جمهور ارمنستان نمی تواند با او مخالفت کند ، پس همه س questionالات روشن است. گویی رئیس جمهور ارمنستان از دور به فرایندهای سیاسی در این کشور اشغالگر نگاه می کند ، گویی که مشاهده می کند و گاهی اوقات فقط در مواردی که خیلی پا را فراتر می گذارد ، فقط اظهار نظر یا تحلیل می کند. یعنی رئیس جمهور این کشور حق ندارد بیش از این کار کند.

جالب ترین و بحث برانگیزترین نکته این است که رئیس جمهور ارمنستان ، اگرچه اوضاع این کشور را تحلیل می کند ، اما گویا مقصر دیاسپورای ارمنستان است. نمی دانم آیا کشوری باید هزینه خود را به هزینه دیاسپورا حفظ کند؟ اگر کشوری با یک سیاست تجاوزکارانه نابود شده باشد ، یا به عبارت دقیق تر ، اگر دولت فقط سیاست تهاجمی را دنبال کرده باشد و به نتیجه ای نرسد ، اگر در عوض دولت و شهروندانش را از همه چیز محروم کرده است ، دولت را در یک کشور حاشیه ای قرار دهید ، دیاسپورا مقصر باشد این به ذهن رئیس جمهور ارمنستان نمی رسد. البته ، در این شرایط ، رئیس جمهور ارمنستان قابل درک است ، زیرا او در میان سایر ارامنه ، چیزی جز اعتماد به سازمانهای دیاسپورای ارمنستان در جهان و ذهن خود ندارد. در حقیقت ، ارمنستان به غیر از دیاسپورا و برخی از مراجعان چه چیز دیگری دارد؟

بنابراین ، آرمن وردانوویچ چه اقدامات مشخصی را برای ارمنستان و نجات آن پیشنهاد می دهد؟ بله ، وی سه مرحله را پیشنهاد کرد: غلبه بر پیامدهای جنگ ، تدوین و اجرای نقشه راه برای بیرون آوردن کشور از بحران و تهیه پیش نویس قانون اساسی ، از جمله قانون اساسی. با این حال ، شناخته شده است که همه اینها کلمات مشترک هستند. هر یک از سخنان وی س questionsالات زیادی را به وجود می آورد و به عنوان رئیس جمهور یک کشور مجبور بود این مسائل را روشن کند و استراتژی را پیشنهاد کند که مانند نخست وزیر پاشینیان انجام نداد و به مجموعه ای از کلمات بسنده کرد. زیرا ، باید بگویم ، هیچ فرصت و شرایطی برای آن در کشور او وجود ندارد.

من تعجب می کنم که رئیس جمهور ارمنستان با چه نیروهایی و با چه وسیله ای قصد دارد پیامدهای جنگ را از بین ببرد؟ اما آیا سرکیسیان تاکنون به این فکر کرده است که کشورش چگونه می تواند از پس بحران برآید و آیا پتانسیلی برای آن وجود دارد؟ یا آیا او تصور می کند که قانون اساسی توسط چه کسی و چگونه تنظیم می شود و آیا نمی داند این امر در حضور ماجراجوی مانند پاشینیان ، به طور کلی در شرایط فعلی غیرممکن است؟

مسخره ترین نکته این است که این رئیس جمهور دست ساز ارمنستان در مورد بازگشت سرزمین های اشغال شده توسط ارامنه و از دست رفته در نتیجه جنگ دوم قره باغ صحبت می کند. چه چیزی می تواند نفس بکشد برای کسانی که تقریباً 30 سال در اشغال بوده اند و نتوانسته اند هرچند موقت خود را تحمل کنند و توانایی مقاومت در برابر ارتش آذربایجان را ندارند ، با 80 درصد از ارتش نابود شده و زرادخانه خود. ؟ بنابراین ، آنچه رئیس جمهور ارمنستان گفت ، مزخرف است. یاوه گویی های رئیس جمهور ارمنستان به پایان نرسیده است ، اما واقعیت این است که ارمنستان خودش از قبل خسته شده است.

آیا رئیس جمهور این کشور اشغالگر فکر می کند که چگونه امنیت را تأمین کند؟ چگونه می تواند ارتش خود را بازسازی کند؟ کجا تصمیم دارید پناهندگان را اسکان داده و برای آنها کار تهیه کنید؟ چه منابع مالی برای پروژه های اجتماعی می تواند در نظر گرفته شود ، البته اگر آنها وجود نداشته باشند؟ مقاله سرکیسیان به هیچ یک از این س answerالات پاسخ نمی دهد. معلوم می شود که “کسی” باید همه این کارها را انجام دهد و مشخص نیست که چه کسی این کار را انجام خواهد داد.

بارگذاری …

By puCo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *