20 ژانویه سی و یکمین سالگرد فاجعه خونین در باکو است. ما هموطنان خود را که به مدت 31 سال توسط نیروهای تنبیه کننده ارتش شوروی بی گناه کشته شدند ، عزاداری می کنیم و به یاد می آوریم. کاتالیزور اقدامات جدایی طلبان ارمنی بود که توسط دولت مرکزی محافظت می شدند. وی ارتش خود را علیه مردم غیرنظامی آذربایجان هدایت کرد ، که با سیاست کرملین موافق نبود. این مقاله نگاهی به فاجعه خونین همسایگان آذربایجان: روسیه ، گرجستان ، ترکیه و ایران دارد. در اواخر دهه 1980 ، عمدتا به دلیل تقویت قابل توجه جنبش های ملی در جمهوری های اتحادیه ، روند تجزیه در کشور به اوج خود رسید. وقایع منطقه قره باغ قره باغ آذربایجان از اواخر دهه 1980 به وضوح این موضوع را تأیید می کند. رواج و حمایت از جدایی طلبی ارمنستان توسط مسکو ، بی کفایتی و استعفا از رهبری جمهوری ، موضعی مغایر با منافع ملی ، خشم مردم و موج شدید نارضایتی را برانگیخت. همه پیر و جوان به خیابانها و میادین آمدند. صف معترضین که هر روز تجدید می شوند ، گسترش یافته است. شعارها و پوسترهایی که نشان دهنده تمایل مردم برای آزادی و استقلال است ، در میدان اصلی پایتخت ظاهر می شوند. بنابراین ، مبارزه برای سرزمین های اشغالی به یک حرکت ملی تبدیل شد. در شب 20-20 ژانویه 1990 ، با دستور میخائیل گورباچف ​​، دبیرکل کمیته مرکزی CPSU و با دستور دیمیتری یازوف وزیر دفاع اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در باکو معرفی شدند. ورود انبوه نیروها به شهر از ساعت 00:00 آغاز شد. 00 دقیقه این عملیات شامل یک گروه بزرگ از نیروهای اتحاد جماهیر شوروی ، دریایی ، هوایی و هوایی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و همچنین واحدهای ویژه KGB و وزارت امور داخلی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود.به یک گروه 35000 نفری سربازان دستور حمله به شهر مسالمت آمیز شوروی داده شد. یگانهای مسلح تا دندان ارتش شوروی از پنج طرف وارد شهر شدند. اغراق نیست اگر بگوییم فاجعه 20 ژانویه جنایتی بی سابقه توسط رهبران اتحاد جماهیر شوروی سابق پس از جنگ جهانی دوم انجام شد (سرگئی الکساندروف ، ایوان بیکوف. روز ملی عزاداری: مروری بر وقایع خونین ژانویه 1990 ، 27 سال بعد) بعداً (https: / https://moscow-baku.ru/news/ Society / den_vsenarodnoy_ skorbi_ vzglyad_ na _krovavye_sobytiya_ janvar _1990_goda_27_let_spustya)

گرجستان در روز 20 ژانویه در باکو وضعیت اضطراری و منع رفت و آمد وضع شد. با این حال ، اکثر مردم صبح روز بعد به دلیل گرفتگی هوا از آن مطلع شدند. عدم موفقیت دولت در ایجاد وضعیت اضطراری به موقع برای جلوگیری از آشوب ها یا نشانه بدبینی ، بی کفایتی یا هر دو آنها است. بیشتر کشته شدگان امشب هیچ ارتباطی با اعتراضات نداشتند.
اینها کسانی بودند که به مجروحان ، مردم اطراف و ساکنان خانه های مجاور کمک کردند (“ژانویه سیاه” باکو: شاهدان فاجعه خونین 1990 را به یاد می آورند 20 ژانویه 2020 / ترجمه شده توسط رادیو آزادی / جورجیا / https: // moscow -baku.ru/news / общество / den_vsenarodnoy_ skorbi_ vzglyad_ na _krovavye_sobytiya_yanvarya_1990_goda_27_let_spustya). Турция. دلیل اصلی آن قتل عام مربوط به مطالبات جدایی طلبانه جمهوری ارمنستان است. آذربایجانی ها به درخواست های روزافزون ارامنه برای تصرف سرزمین های خود پاسخ دادند و با شعار “ارمنی ها بیرون آمده اند” راهپیمایی هایی ترتیب دادند. در پاسخ ، بسیاری از آذربایجانی های مقیم ارمنستان با بی رحمی اخراج شدند. شورش ها در باکو آغاز شد و برای جلوگیری از آنها ، در شب 19 تا 20 ژانویه 1990 ، نیروهای شوروی برای محافظت از ارامنه وارد باکو شدند و 143 نفر را کشتند. مداخله شدید ارتش شوروی با واکنش شدید مردم آذربایجان روبرو شد.علاوه بر مجازات آذربایجانیهای معترض به سرکوب ، این تهدیدی برای جنبشهای ملی گرایانه در حال رشد در تمام جمهوریهای شوروی بود که ممکن است به دنبال استقلال باشند. با این حال ، این تاکتیک منجر به عواقب ناخواسته ای شد: در آذربایجان ، مانند سایر جمهوری های شوروی ، حرکت ملی گرایانه و تقاضای استقلال را تسریع کرد ، که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را تسریع کرد (Kara Ochak – Wikipedia / https://tr.wikipedia.org/wiki / Kara_Ocak). . ژانویه سیاه که به عنوان شنبه سیاه نیز شناخته می شود ، سرکوب خونین جنبش استقلال آذربایجان از ارتش سرخ را نشان می دهد. این فاجعه در شب نوزدهم ژانویه 1990 رخ داد ، قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق. نیروهای شوروی بدون هشدار هشدار و زورگیری استفاده کردند و بسیاری از معترضان به اقدامات دولت مرکزی را کشتند. دبیرکل حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی میخائیل گورباچف ​​و وزیر دفاع دیمیتری یازوف گفتند که برای جلوگیری از تلاش های جنبش استقلال جمهوری آذربایجان ، یک عملیات نظامی لازم است. طبق برآوردهای رسمی ، 147 شهروند آذربایجانی کشته ، 800 زخمی و پنج مفقود شده اند. طبق اطلاعات غیررسمی ، 300 نفر جان خود را از دست دادند. سپس ، در سال 1995 ، گورباچف ​​از مردم آذربایجان عذرخواهی کرد و گفت که “این بزرگترین اشتباه سیاسی وی است” (https: // translate. Google. Com / translate؟ Hl = en & sl = fa & tl = ru & u = https٪ 3A٪ 2F٪ 2Ffa. ویکی پدیا. org٪ 2Fwik i٪ 2F٪ DA٪ 98٪ D8٪ A7٪ D9٪ 86٪ D9٪ 88٪ DB٪ 8C٪ D9٪ 87 _٪ D8٪ B3٪ DB٪ 8C٪ D8٪ A7٪ D9٪ 87 و قبل = جستجو). در این مقاله نظرات چهار همسایه آذربایجان ارائه شده است. برخی از آنها روابط و دوستی های قوی را نشان می دهند. دوستی با برخی پایدار نیست. در ارزیابی وقایع خونین ژانویه 1990 ، که احتمال بی قید و شرط دستیابی به صلح منطقه ای را نشان می دهد ، شاهد اتفاق نظر آنها در اجرای سیاست خارجی جمهوری آذربایجان توسط الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان برای دستیابی به همکاری صلح آمیز در منطقه هستیم. در تاریخ کشور ما با حروف خونین نوشته شده است. ما باید به یاد داشته باشیم استقلال ما چه هزینه هایی برای ما دارد و باید آن را حفظ کنیم.

لیلیا میرزازاده
رئیس اداره قفقاز شمالی
آکادمی ملی علوم آذربایجان
موسسه تحقیقات قفقاز

sia.az

By puCo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *