در واقع ، این واقعیت نیز بدیهی است. یعنی بارها درباره مقامات فاسد گفته و نوشته شده است. اما این کنه ها بسیار خونریز هستند … اما در این جامعه جایی برای “انسان گرایی” وجود ندارد ، که برابر با یک جرم باشد ، مانند نوازش کردن آنها. رفتار با کسانی که پول دولت و مردم را می خورند با ایده “جان خود را فدا کنند” مانند شریک شدن در جنایات آنها است. با این حال ، این تفکر هرگز آنها را اصلاح نکرده است.

چنین مقامات حریصی نمی فهمند که 30 سال با نگاه به سرزمین خارجی اشغالگر ارمنستان ، چنان مشت آهنینی بر سر آنها اصابت کردند که نتوانستند حتی یک سوراخ موش پیدا کنند تا سرشان را بگذارند.

این قدرت یوغ آهن بود! این نتیجه سیاست “مشت آهنین” رئیس جمهور بود ، الهام علی اف ، فرمانده کل قوا ، که به آرزوی 30 ساله برای 44 روز پایان داد ، حقیقت را به دست آورد ، کسانی را که مانند سگ حقوق خود را از دست دادند با خود دور کرد شجاعت سربازان و افسران ما و به آذربایجان قره باغ پیوستند. آیا جای تعجب است که امروز برخی از مقامات ، به نام رئیس جمهور ما یا نام آنها ، می خواهند “وزیران آماده” باشند؟ اما آرزوهایشان در قلبشان باقی مانده بود. رئیس جمهور ما چنین درسی را به چنین مقاماتی آموخت … او باید چهره های نفرت انگیز خود را برای عموم آشکار می کرد. علاوه بر این ، شوشای زیبا ، که به عنوان پایتخت فرهنگ اعلام شده است ، به چنین مقامات پرخاشگری گفت “جای خود را بدانند” و گفت که این خودسری نه اولین و نه آخرین است: “یکی می خواهد شعبه باز کند ، دیگری می خواهد باز کند م institutionسسه دیگری این غیرقابل قبول و غیر قابل قبول است … تکرار می کنم ، اول از همه ، عاقبت کسانی که از محبوبیت ارزان قیمت فرار می کنند ، بد است. دوم ، نظم در کشور وجود دارد. هیچ کس نمی تواند خودسرانه عمل کند. اگر کسی فراموش کند ، او را به یاد می آوریم. “

بله ، او رهبر کشور را یادآوری کرد. وی یادآوری کرد: “من شوشا را پایتخت فرهنگ اعلام کردم ، آن را پایتخت مسئولان اعلام نکردم!” اما به نظر می رسد که این کارمندان تصادفی هنوز فکر می کنند در یک مکان گرم نشسته اند. حرص و طمع به حدی رسیده است که آنها به بدترین راهها برای فتح این سرزمینها متوسل شده اند ، که تازه از اشغال آزاد شده و هنوز پر از مین است و بنابراین در معرض خطر مرگ است ، آنها را محاصره و تصاحب کنند زیرا آنها دیگر مناطق مرفه آذربایجان را اشغال کردند.

آه ای مردم ناسپاس و حریص ، وقتی این سرزمین ها با خون گرفته شد ، شما برای آزاد کردن زمین هایی که فرزندانتان می خواهند برای آنها “وزیران آماده” باشند ، چه کردید؟ اینجا یک وجدان است؟ اینجا اخلاقی است؟ کوشش کجاست؟ من این را برای چه کسی می خواهم؟ اما مجبورم. زیرا من مجبورم سخت ترین سخنان را به کسانی بگویم که دندان هایشان را در شوش می خرند تا قلعه هایی برای استراحت در سرزمین های آزاد شده با هزینه خون پسران ما – سربازان و افسران ، بسازند تا در ماه های تابستان مهمانی برگزار کنند. زیرا ارتباط بین شکم و مغز صاف آنها چنان قطع شده است که هیچ سیگنال “توقف” وجود ندارد. آنها دیگر احساس نمی کنند که از بشریت به وحشیگری رسیده اند. من گناهی در این افراد نمی بینم. زیرا آنها رباتیک هستند. و این مقامات حریص ، همانطور که رئیس دولت گفت: “هیچ کس نمی تواند خودسرانه رفتار کند. اگر کسی فراموش کند ، ما به او یادآوری خواهیم کرد.” بگذارید کارمندان مکان خود را بشناسند ، بگذارید کار خود را انجام دهند. “

دوست

بارگذاری …

By puCo

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *